همون و همان!
هر شب بیشتر و بیشتر به تو وابسته می شوم.وای از این شب های بی انتهای. هر شب که صدایت را می شنوم گوش هایم پر می شود از طنین نا امیدی و قلبم سرشار از محبت. گوش هایی که در انتظار شنیدن یک دوستت دارم به سر می برند و قلبی که لبریز از دوست داشتن است. شب ها می گذرند و من همچنان منتظرم.انتظاری که امیدی به پایانش ندارم.ولی همین که صدایت را می شنوم گویی دنیا را به من می بخشند.همان که به تو می گویم دوستت دارم برایم کافی . همین و همان!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:16  توسط گلناز ومهدیس
|














